پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۳

نشان آن که کردم قطع امید از دیار خود

نهادم در حریم کوی او سنگ مزار خود

برهمن از صنم برگشت و حاجی از حرم آمد

من و اخلاص و عرض بندگی و کوی یار خود

تو خواهی کافری دان طاعتم خواهی مسلمانی

مرا کاریست با صدق دل امیدوار خود

خلل گر در بنای دین و ایمانم شود سهلست

ندارم نقص در بنیاد عهد استوار خود

زر کامل عیارم در وفا و دوستی خالص

گرم صد بار بگدازی نگردم از عیار خود

لب امیدواری بسته ام از حرف نایابی

محبت می کند نوعی که باید کرد کار خود

«نظیری » از تو در خون زینت هر دام از صیدی

تو هم فتراک را آرایشی ده از شکار خود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۵جهان جوان شد و عقد بهار می‌بندد
  2. شمارهٔ ۱۷۶بزمت غم بار ما ندارد
  3. شمارهٔ ۱۷۷باز نرگس را گلستان صاحب افسر کند
  4. شمارهٔ ۱۷۸وقت شد سبزه فرش در پیچد
  5. شمارهٔ ۱۷۹هنوز راه نگاهم به بام و در ندهند
  6. شمارهٔ ۱۸۰باعث راندنم از بزم بجز عار نبود
  7. شمارهٔ ۱۸۱محبت با دل غم دیده الفت بیشتر گیرد
  8. شمارهٔ ۱۸۲دلم از ناله خوش گردید امید اثر باشد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.