پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

شمع را زنده دلی در شب تار آخر شد

روز عشرت همه در خواب خمار آخر شد

شاخ سرکش شد و دست همه کوتاه بماند

جور گلچین و نزاع سر خار آخر شد

عندلیب ار نسراید به قفس معذورست

گل به بازار نبردند و بهار آخر شد

خلعت دهر به اندازه حال اکنون نیست

چرخ را رشته به هم رفت و مدار آخر شد

همچو دینار که در پای کریمان افتد

کس نگفت از چه شماریم و شمار آخر شد

کمتر از رنگ حنا بود به ما لطف جهان

سر و دستی نفشاندیم و نگار آخر شد

فکر ناآمده این است که امسال گذشت

غم آینده همان بود که یار آخر شد

نقش رخسار تو بر صفحه جان گشت رقم

پرده بر یک طرف انداز که کار آخر شد

شاهدان گوشه چشمی به «نظیری » دارند

هرچه دل، صید همی کرد و شکار آخر شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱آن را که قبول تو خریدار نباشد
  2. شمارهٔ ۱۷۲دوشینه سرودی دل افگار برآورد
  3. شمارهٔ ۱۷۳نشان آن که کردم قطع امید از دیار خود
  4. شمارهٔ ۱۷۴ز نکهت سحری شوق یار می‌خیزد
  5. شمارهٔ ۱۷۵جهان جوان شد و عقد بهار می‌بندد
  6. شمارهٔ ۱۷۶بزمت غم بار ما ندارد
  7. شمارهٔ ۱۷۷باز نرگس را گلستان صاحب افسر کند
  8. شمارهٔ ۱۷۸وقت شد سبزه فرش در پیچد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.