پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

کمال عاشقی حیرانی دیدار می‌آرد

چو آتش دیر می‌ماند سمندر بار می‌آرد

تو درخواه از قضا چندان که فیروزی شود روزی

به بخت ار در ببندی اختر از دیوار می‌آرد

به هند خط جمال یار سودایی عجب دارد

همه اقرار ایمان کرده و انکار می‌آرد

مسلمان عاشق رخسار و هندو واله حسنش

موحد بین که با هم مصحف و زنّار می‌آرد

مبارک فال صبح دولت دیدار میخواران

که دست و پای بخت خفته را در کار می‌آرد

ز خودبینان چه می‌جویی؟ به کوی بی‌خودان بنشین

که آب خضر اگر حاجت شود خمّار می‌آرد

«نظیری» از نوازش‌های درد دوست در ذوقم

که چون چنگم به ضربت بر سر اسرار می‌آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲دوشینه سرودی دل افگار برآورد
  2. شمارهٔ ۱۷۳نشان آن که کردم قطع امید از دیار خود
  3. شمارهٔ ۱۷۴ز نکهت سحری شوق یار می‌خیزد
  4. شمارهٔ ۱۷۵جهان جوان شد و عقد بهار می‌بندد
  5. شمارهٔ ۱۷۶بزمت غم بار ما ندارد
  6. شمارهٔ ۱۷۷باز نرگس را گلستان صاحب افسر کند
  7. شمارهٔ ۱۷۸وقت شد سبزه فرش در پیچد
  8. شمارهٔ ۱۷۹هنوز راه نگاهم به بام و در ندهند
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.