پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

آن را که قبول تو خریدار نباشد

در بیع گه هیچ دلش بار نباشد

از قیمت یوسف نشود یک سر مو کم

هرچند خریدار به بازار نباشد

گویا تو برون می روی از سینه، وگرنه

جان دادن کس این همه دشوار نباشد

از نرگس مخمور تو بر بستر و بالین

بر پای رود فتنه و بیدار نباشد

از جادویی حسن تو در پیش جمالت

بر خاک طپد صید و گرفتار نباشد

غم یار من و بخت سراسیمه که این غم

گر از تو بود چون ز منش عار نباشد

آن شعله که افتد به خس و خار نه عشق است

هر سوخته زین نشئه خبردار نباشد

با درد تو از کس نکند یاد «نظیری »

پروانه که سوزد به گلش کار نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳نشان آن که کردم قطع امید از دیار خود
  2. شمارهٔ ۱۷۴ز نکهت سحری شوق یار می‌خیزد
  3. شمارهٔ ۱۷۵جهان جوان شد و عقد بهار می‌بندد
  4. شمارهٔ ۱۷۶بزمت غم بار ما ندارد
  5. شمارهٔ ۱۷۷باز نرگس را گلستان صاحب افسر کند
  6. شمارهٔ ۱۷۸وقت شد سبزه فرش در پیچد
  7. شمارهٔ ۱۷۹هنوز راه نگاهم به بام و در ندهند
  8. شمارهٔ ۱۸۰باعث راندنم از بزم بجز عار نبود
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.