پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷

عالم از عشق در وجود آمد

عشق معمار هست و بود آمد

در بشر کبریای عشق نمود

ملک از عجز در سجود آمد

رد شد از صدر بارگاه شهود

آن که در کار ما حسود آمد

عشق بر تخت از زبر نگریست

عقل و لوح و قلم فرود آمد

هرچه اهلیت نمودن داشت

همه از عشق در نمود آمد

نیست جز عشق و عاشق و معشوق

هرچه در معرض شهود آمد

عقل بر کار عشق سوخت سپند

شکل این گنبد کبود آمد

عشق صنعت نمود بی آلت

بود هرچند از نبود آمد

جامه مجنون درد که خلعت عشق

عاری از جنس تار و پود آمد

عشق را عشق دی و فردا نیست

دیر هم زودتر ز زود آمد

شد جوانی و عشق و حرص به جاست

شعله بنشست و خس به دود آمد

ز سخن بر لب «نظیری » جوش

عشق در گفت و در شنود آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۹شمع را زنده دلی در شب تار آخر شد
  2. شمارهٔ ۱۷۰کمال عاشقی حیرانی دیدار می‌آرد
  3. شمارهٔ ۱۷۱آن را که قبول تو خریدار نباشد
  4. شمارهٔ ۱۷۲دوشینه سرودی دل افگار برآورد
  5. شمارهٔ ۱۷۳نشان آن که کردم قطع امید از دیار خود
  6. شمارهٔ ۱۷۴ز نکهت سحری شوق یار می‌خیزد
  7. شمارهٔ ۱۷۵جهان جوان شد و عقد بهار می‌بندد
  8. شمارهٔ ۱۷۶بزمت غم بار ما ندارد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.