پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴

چه خوست کاین دل کافر نهاد من دارد

نه مذهب من و نه اعتقاد من دارد

به آب و آتشم از سرکشی نمی سازد

هزار عربده با خاک و باد من دارد

ز تیر ناله فلک را به کین برانگیزد

کمان فتنه به زه از عناد من دارد

ندیم غصه که رویی ز من نگرداند

عدوی رحم که راهی به داد من دارد

به چشم دل ز سویدای دل ضعیف ترم

اگر چه قوت دید از سواد من دارد

مبارزی که هدف سد آهنین سازد

کجا حذر ز کمین و گشاد من دارد

چه اعتماد کنم بر دوروییی غماز

که حادثات جهان را به یاد من دارد

به صد علاقه دل بایدم مقید بود

به این گمان که سر انقیاد من دارد

من آن عزیز جهانم که بخت هر ساعت

متاع مصر دگر در مزاد من دارد

رساست دست تجرد که نزل من گیرد

قویست پشت توکل که زاد من دارد

به مصرعی که ندیمان ز شعر من خوانند

هزار فخر به من اوستاد من دارد

ز مکر چرخ «نظیری » عجب هراسانم

که کارهای مرا بر مراد من دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶هوس پروانه است اما به گرد دود می‌گردد
  2. شمارهٔ ۱۶۷عالم از عشق در وجود آمد
  3. شمارهٔ ۱۶۸روز ازلم بود به نابود نهفتند
  4. شمارهٔ ۱۶۹شمع را زنده دلی در شب تار آخر شد
  5. شمارهٔ ۱۷۰کمال عاشقی حیرانی دیدار می‌آرد
  6. شمارهٔ ۱۷۱آن را که قبول تو خریدار نباشد
  7. شمارهٔ ۱۷۲دوشینه سرودی دل افگار برآورد
  8. شمارهٔ ۱۷۳نشان آن که کردم قطع امید از دیار خود
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.