پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

فسون خط تو پیغام بعثت و شب داج

نگاه پر رخ تو مصطفاست بر معراج

ظهور حسن تو امنیتی به دوران داد

که پادشه ز رعیت نمی ستاند باج

چه صلح بود که حسن تو باوفا انگیخت

کز آب و آتش ما برد اختلاف مزاج

میان زخم و خدنگ تو الفتی پیوست

که از دکان مسیحا نمی خرند علاج

حسود مهره دل قلب کرد و غافل ازین

که کعبتین دغا، خانه می دهد تاراج

سرشگ زرق در آن کو روان نمی گردد

نبوده سیم دغل را به هیچ جای رواج

نماند شوکت شاهان کسی نمی داند

درازدستی حسنی که می رباید تاج

سوار معرکه آخرالزمان ایرج

که طالعش به ظفر کرده اند استخراج

چنان به عربده قلب عدو به هم شکند

که شیربچه گشایند بر بساط زجاج

مثال نسبت اعقاب و جد او این است

که آن قدر که گهر بیش بیش قیمت تاج

قبول تربیت استاد می کند شاگرد

هوای معرکه شهباز می کند دراج

بیان قصه رزمش نکو نمی دانم

وگرنه نظم کنم، بودمی همان جا کاج

غنیمتی که من از گنج فقر یافته ام

خراج ملک دهندم نمی دهم به خراج

سر «نظیری » و خاک سرای پیر مغان

ز آستان کریمان کجا رود محتاج؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵گوش گل می‌درد از مژده هنگام صبوح
  2. شمارهٔ ۱۴۶دهل و نای دریدیم به آوازه صبح
  3. شمارهٔ ۱۴۷مانده ام با دلی از هجر عزیزان مجروح
  4. شمارهٔ ۱۴۸چگونه نام تو آریم بر زبان گستاخ
  5. شمارهٔ ۱۴۹چو نیست حد که به بالین نهیم سر گستاخ
  6. شمارهٔ ۱۵۰بیگانه چون رود به در آشنا رود
  7. شمارهٔ ۱۵۱بر قفا چشمت نمی افتد چو این در واشود
  8. شمارهٔ ۱۵۲دوران می حسرت همه در ساغر ما کرد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.