پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

دهل و نای دریدیم به آوازه صبح

بانگ فتحی نشنیدیم ز دروازه صبح

دیر گشتیم ز فیض سحر آگاه، دریغ

جامه‌ای پاره نکردیم به اندازه صبح

کم خراشست دم مرغ سحر برخیزید

جگری تازه کنیم از نمک تازه صبح

می و معشوق به اندازه ما می باید

رطل خورشید کند چاره خمیازه صبح

مغفر جام بیارابرش می در زین کش

تا به یک حمله کنم غارت جمازه صبح

سپه شب به شبیخون دعا بشکستم

علم روز زنم بر در دروازه صبح

رفته اوراق شب و روز به هم برچینیم

بخیه ثابت و سیاره شیرازه صبح

دست در گردن عذرای جهان اندازم

حله روز به هم برزنم و غازه صبح

سرو و شمشاد به وجدند «نظیری » وقتست

به سر شاخ سراییم سر آوازه صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸چگونه نام تو آریم بر زبان گستاخ
  2. شمارهٔ ۱۴۹چو نیست حد که به بالین نهیم سر گستاخ
  3. شمارهٔ ۱۵۰بیگانه چون رود به در آشنا رود
  4. شمارهٔ ۱۵۱بر قفا چشمت نمی افتد چو این در واشود
  5. شمارهٔ ۱۵۲دوران می حسرت همه در ساغر ما کرد
  6. شمارهٔ ۱۵۳می‌روم جایی که غم آنجا ز دل‌ها می‌رود
  7. شمارهٔ ۱۵۴هر سحر سلسله از پای سحر بگشایند
  8. شمارهٔ ۱۵۵مجلس چو بر شکست تماشا به ما رسید
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.