پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۸

چگونه نام تو آریم بر زبان گستاخ

که یاد تو نتوان کرد در نهان گستاخ

اگر به گلبن تو بلبلی پناه آورد

کسی نمی زندش گل بر آشیان گستاخ

هر ارجمند که در راه تو شهید شود

هما نمی کندش قصد استخوان گستاخ

اگر سؤالی از آب لب کنیم خیره ببخش

به میزبان کریم است، میهمان گستاخ

به کعبه سجده عارف نمی کنند قبول

اگر به دیر نهد پا بر آستان گستاخ

محرمات حرمگاه های معبودند

به مقتضای طبیعت مده عنان گستاخ

عجب که جان به سلامت برند مغروران

ستارگان قدرانداز و آسمان گستاخ

چگونه حرمت درویش پارسا ماند

سؤال زشت و، غنی سخت دل، زبان گستاخ

مباد صاعقه بی نیازیی بجهد

چنین مجوی «نظیری » ازو نشان گستاخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۰بیگانه چون رود به در آشنا رود
  2. شمارهٔ ۱۵۱بر قفا چشمت نمی افتد چو این در واشود
  3. شمارهٔ ۱۵۲دوران می حسرت همه در ساغر ما کرد
  4. شمارهٔ ۱۵۳می‌روم جایی که غم آنجا ز دل‌ها می‌رود
  5. شمارهٔ ۱۵۴هر سحر سلسله از پای سحر بگشایند
  6. شمارهٔ ۱۵۵مجلس چو بر شکست تماشا به ما رسید
  7. شمارهٔ ۱۵۶در آشیان ما پر و بال هما رسید
  8. شمارهٔ ۱۵۷در به روی عیش تا بستیم دیگر وانشد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.