پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲

دوران می حسرت همه در ساغر ما کرد

بر هرچه نهادیم دل از دیده جدا کرد

نگشود قضا شست که آهی نکشیدیم

بر دوست ترم خورد خدنگی که خطا کرد

بازوی هنردارم و اقبال ندارم

می کوشم و کاری نتوانم به سزا کرد

فریاد برآریم از آن یار مشعبد

کو از ازل این شعبده چرخ روا کرد

خود طلعت خود دید اگر پرده برانداخت

خود فتنه خود گشت اگر فتنه به پا کرد

با آن که لبش داد منادی محبت

نی بر سر مهر آمد و نی عهد وفا کرد

ناوک فکنی بر سر هر راه نشانید

در عشق کمندم به گلو بست و رها کرد

دشمن به ارم افکند و دوست بر آتش

با این همه حد نیست که گوییم جفا کرد

چندین سخن عشق که گفتند و شنیدند

کس حق محبت نتوانست ادا کرد

برند به جای پر و بالش سر منقار

مرغی که بلند از سر این شاخ نوا کرد

خرسند به تسلیم و رضا گشت «نظیری »

مسکین نتوانست خصومت به قضا کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴هر سحر سلسله از پای سحر بگشایند
  2. شمارهٔ ۱۵۵مجلس چو بر شکست تماشا به ما رسید
  3. شمارهٔ ۱۵۶در آشیان ما پر و بال هما رسید
  4. شمارهٔ ۱۵۷در به روی عیش تا بستیم دیگر وانشد
  5. شمارهٔ ۱۵۸آن بخت فتنه جو که تو دیدی به خواب شد
  6. شمارهٔ ۱۵۹گر تشنه بر سر خم میرم عجب نباشد
  7. شمارهٔ ۱۶۰چه شور بود؟ که عشقت به من کرامت کرد
  8. شمارهٔ ۱۶۱ناله را نیست اثر کز تو شکایت دارد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.