پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۸

آن بخت فتنه جو که تو دیدی به خواب شد

وان دل که بود سخت تر از خاره آب شد

گلگونه هوا و هوس رنگ واگذاشت

خال و خط عروس طبیعت خراب شد

دل را که حرف سوختگان داغ کرده بود

می رفت تا بر آتش ایشان کباب شد

در بحر شوق کشتی دل ریسمان برید

در کوی یار خیمه تن بی طناب شد

این بو ز سنبل و گل هر کشوری نخاست

تا در خطا کدام گیا مشک ناب شد

دایم کسی به قافله بودست پاسبان

بیدار شو که چشم رفیقان به خواب شد

خشکی لب به تشنه لبان آب می دهد

تا مستعد شدیم دعا مستجاب شد

مستی چه خوب کرد که این پرده برگرفت

رخساره حقیقت ما بی نقاب شد

تاریخ واقعات شهان نانوشته ماند

افسانه ای که گفت «نظیری » کتاب شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰چه شور بود؟ که عشقت به من کرامت کرد
  2. شمارهٔ ۱۶۱ناله را نیست اثر کز تو شکایت دارد
  3. شمارهٔ ۱۶۲به هوش سیر چمن کن که شاهدان مستند
  4. شمارهٔ ۱۶۳نه دل آزاد پای بست شود
  5. شمارهٔ ۱۶۴چه خوست کاین دل کافر نهاد من دارد
  6. شمارهٔ ۱۶۵هوس چو دیر کشد شعله در نهاد افتد
  7. شمارهٔ ۱۶۶هوس پروانه است اما به گرد دود می‌گردد
  8. شمارهٔ ۱۶۷عالم از عشق در وجود آمد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.