پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

بر قفا چشمت نمی افتد چو این در واشود

آن زمان درگاه بشناسی که صدرت جا شود

آن که او در کلبه احزان پسر گم کرد یافت

تو که چیزی گم نکردی از کجا پیدا شود

دوست دارد از غریبان ناله بیچارگی

عشق می خواهد که کشتی غرق در دریا شود

هرکه می خواهد که منشور خراباتش دهند

باید اول خانمان برهم زن و رسوا شود

زو همه خوبی زما زشتی همانا لایق است

پرده ما بسته ماند پرده او واشود

شد بهار عمر و ناپخته است انگورم هنوز

نیست معلومم که آخر سرکه یا صهبا شود

عمره آن کو برآرم، پایم ار آید به کار

حلقه آن دربگیرم دستم ار گیرا شود

کم «نظیری » راست بر جایی نظر افگنده ام

وای اگر روز جزا چشم و دلم گویا شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳می‌روم جایی که غم آنجا ز دل‌ها می‌رود
  2. شمارهٔ ۱۵۴هر سحر سلسله از پای سحر بگشایند
  3. شمارهٔ ۱۵۵مجلس چو بر شکست تماشا به ما رسید
  4. شمارهٔ ۱۵۶در آشیان ما پر و بال هما رسید
  5. شمارهٔ ۱۵۷در به روی عیش تا بستیم دیگر وانشد
  6. شمارهٔ ۱۵۸آن بخت فتنه جو که تو دیدی به خواب شد
  7. شمارهٔ ۱۵۹گر تشنه بر سر خم میرم عجب نباشد
  8. شمارهٔ ۱۶۰چه شور بود؟ که عشقت به من کرامت کرد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.