پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۹

چو نیست حد که به بالین نهیم سر گستاخ

چه سود از حرم امن و خوابگاه فراخ

هزار جا ز برون می زنند طبل رحیل

هنوز رخت ز ایوان کسی نبرده به کاخ

نشسته نغمه سرایان به هم چه دانستیم

که سنگ تفرقه مان بر پرانداز سر شاخ

ز دام و دانه صیاد مرغ می نالید

خبر نداشت که بر سیخ می کشد طباخ

غبار لشکر یأجوج غم، جهان بگرفت

که گفت سد سکندر نمی شود سوراخ

به هیچ حیله ز پیش اجل خلاصی نیست

ز گرگ اگر بجهی پوست می کند سلاخ

چنان رسید جراحت به دل که دیده ندید

ز زخم حادثه، ناگهان «نظیری » آخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱بر قفا چشمت نمی افتد چو این در واشود
  2. شمارهٔ ۱۵۲دوران می حسرت همه در ساغر ما کرد
  3. شمارهٔ ۱۵۳می‌روم جایی که غم آنجا ز دل‌ها می‌رود
  4. شمارهٔ ۱۵۴هر سحر سلسله از پای سحر بگشایند
  5. شمارهٔ ۱۵۵مجلس چو بر شکست تماشا به ما رسید
  6. شمارهٔ ۱۵۶در آشیان ما پر و بال هما رسید
  7. شمارهٔ ۱۵۷در به روی عیش تا بستیم دیگر وانشد
  8. شمارهٔ ۱۵۸آن بخت فتنه جو که تو دیدی به خواب شد
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.