پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

گوش گل می‌درد از مژده هنگام صبوح

زنده دارد نفس باد صبا نام صبوح

تا تو مرغ فلکی رام گلستان شده‌ای

خواب مرغ سحری رفته و آرام صبوح

تو گل از مرغ سحرگاه گرفتارتری

دم نزد صبح حریفان که نشد دام صبوح

در چنان بزم که مستان سحر می نوشند

صاف خورشید بود درد ته جام صبوح

دست و پا گر نزند دل نفسم می گیرد

در گو روز فتادم ز لب بام صبوح

غم مطلوب سر از دامن دلبر نگرفت

لابه نیم شبی کردم و ابرام صبوح

حق دیدار «نظیری » نرسانی به تمام

در شب وصل ادا گر نکنی وام صبوح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷مانده ام با دلی از هجر عزیزان مجروح
  2. شمارهٔ ۱۴۸چگونه نام تو آریم بر زبان گستاخ
  3. شمارهٔ ۱۴۹چو نیست حد که به بالین نهیم سر گستاخ
  4. شمارهٔ ۱۵۰بیگانه چون رود به در آشنا رود
  5. شمارهٔ ۱۵۱بر قفا چشمت نمی افتد چو این در واشود
  6. شمارهٔ ۱۵۲دوران می حسرت همه در ساغر ما کرد
  7. شمارهٔ ۱۵۳می‌روم جایی که غم آنجا ز دل‌ها می‌رود
  8. شمارهٔ ۱۵۴هر سحر سلسله از پای سحر بگشایند
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.