پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۰

رفتی به بزم غیر و نکونامی تو رفت

ناموس صدقبیله ز یک خامی تو رفت

اکنون اگر فرشته نکو گویدت چه سود

در شهر صد حکایت بدنامی تو رفت

هم صحبت رقیب شدی از غرور حسن

نام خوش تو در سر خودکامی تو رفت

یاران متفق همه انکار می کنند

هرجا حدیث نیک سرانجام تو رفت

رندی که می فروش ندادیش درد می

مشهور خاص و عام به هم جامی تو رفت

برد از رخ تو رنگ حیا باده هوس

شرمی که بود در همه جا حامی تو رفت

با کاو کاو غمزه «نظیری » اثر نماند

فارغ نشین که خون دل آشامی تو رفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۲بر طبع ساده زود شود خوشگوار بحث
  2. شمارهٔ ۱۴۳فسون خط تو پیغام بعثت و شب داج
  3. شمارهٔ ۱۴۴ای کعبه که گردت ننشیند به صفا هیچ
  4. شمارهٔ ۱۴۵گوش گل می‌درد از مژده هنگام صبوح
  5. شمارهٔ ۱۴۶دهل و نای دریدیم به آوازه صبح
  6. شمارهٔ ۱۴۷مانده ام با دلی از هجر عزیزان مجروح
  7. شمارهٔ ۱۴۸چگونه نام تو آریم بر زبان گستاخ
  8. شمارهٔ ۱۴۹چو نیست حد که به بالین نهیم سر گستاخ
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.