پرش به محتوای اصلی
نظیری نیشابوری نظیری نیشابوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

عشق مرا زبان حکایت بریدنیست

مکتوب سر به مهر دلم ناشنیدنیست

رازی که در دلست ز دل بایدم نهفت

گل های ناشکفته این باغ چیدنیست

جلد و بیاض و دفترم از راز دل پر است

چشمم به هرچه می افتد از هم دریدنیست

از سینه تا به چند برآم فرو برم

این نیم قطره خون که ز مژگان چکیدنیست

خصم آن حریف نیست که دل کین کشد ازو

زین تیر نیم کش پر و پیکان کشیدنیست

گفتم مگر به منزل مقصود پی برم

یک بار چند گام به هر سو دویدنیست

چون یافت دل که بر سر راهی رسیده ام

ننشست از طلب که به آن کو رسیدنیست

رفتیم و ره به کنه جمالش نیافتیم

قانع نگشت دل به رسیدن که دیدنیست

دیدیم و دیدنش ز خودی بی خودی نداد

این زهر اگر به حوصله کند چشیدنیست

زین عشق صد بلاست «نظیری » فسانه چند

افسون خامشی به لب و دل دمیدنیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱عطاش را نه صوابست و نه خطا باعث
  2. شمارهٔ ۱۴۲بر طبع ساده زود شود خوشگوار بحث
  3. شمارهٔ ۱۴۳فسون خط تو پیغام بعثت و شب داج
  4. شمارهٔ ۱۴۴ای کعبه که گردت ننشیند به صفا هیچ
  5. شمارهٔ ۱۴۵گوش گل می‌درد از مژده هنگام صبوح
  6. شمارهٔ ۱۴۶دهل و نای دریدیم به آوازه صبح
  7. شمارهٔ ۱۴۷مانده ام با دلی از هجر عزیزان مجروح
  8. شمارهٔ ۱۴۸چگونه نام تو آریم بر زبان گستاخ
همه‌ی غزلیات ←

نظیری نیشابوری درباره‌ی نظیری نیشابوری

محمدحسین نظیری نیشابوری (زادهٔ نیمهٔ دوم سدهٔ دهم هجری قمری در نیشابور، درگذشتهٔ ۱۰۲۱ هجری قمری در آگرهٔ هند) از شاعران مؤلف و صاحب سبک تاریخ شعر پارسی به‌شمار می‌رود که بر جریانات شعری معاصر و بعد از خود تأثیری عمیق نهاد. وی پس از گذراندن تحصیلات، به شاعری روی آورد و برای آزمودن طبع، به کاشان که از مراکز مهم شعر پار...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.