پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۳

توی نقشی که جان‌ها برنتابد

که قند تو دهان‌ها برنتابد

جهان گرچه که صد رو در تو دارد

جمالت را جهان‌ها برنتابد

روان گشتند جان‌ها سوی عشقت

که با عشقت روان‌ها برنتابد

درون دل نهان نقشیست از تو

که لطفش را نهان‌ها برنتابد

چو خلوتگاه جان آیی خمش کن

که آن خلوت زبان‌ها برنتابد

بدو نیک ار ببینی نیک نبود

از آن بگذر کز آن‌ها برنتابد

بگو تو نام شمس الدین تبریز

که نامش را نشان‌ها برنتابد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۶۵خنک جانی که او یاری پسندد
  2. غزل شمارهٔ ۶۶۶چمن جز عشق تو کاری ندارد
  3. غزل شمارهٔ ۶۶۷سماع صوفیان می درنگیرد
  4. غزل شمارهٔ ۶۶۸رجب بیرون شد و شعبان درآمد
  5. غزل شمارهٔ ۶۶۹چو شب شد جملگان در خواب رفتند
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۰پریر آن چهره یارم چه خوش بود
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۱دلم را ناله سرنای باید
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۲بگویم خفیه تا خواجه نرنجد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.