پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۸

رجب بیرون شد و شعبان درآمد

برون شد جان ز تن جانان درآمد

دم جهل و دم غفلت برون شد

دم عشق و دم غفران درآمد

بروید دل گل و نسرین و ریحان

چو از ابر کرم باران درآمد

دهان جمله غمگینان بخندد

بدین قندی که در دندان درآمد

چو خورشید آدمی زربفت پوشد

چو آن مه روی زرافشان درآمد

بزن دست و بگو ای مطرب عشق

که آن سرفتنه پاکوبان درآمد

اگر دی رفت باقی باد امروز

وگر عمر بشد عثمان درآمد

همه عمر گذشته بازآید

چو این اقبال جاویدان درآمد

چو در کشتی نوحی مست خفته

چه غم داری اگر طوفان درآمد

منور شد چو گردون خاک تبریز

چو شمس الدین در آن میدان درآمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۰پریر آن چهره یارم چه خوش بود
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۱دلم را ناله سرنای باید
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۲بگویم خفیه تا خواجه نرنجد
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۳کسی کز غمزه‌ای صد عقل بندد
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۴چنان کز غم دل دانا گریزد
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۵هر آن دل‌ها که بی‌تو شاد باشد
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۶سگ ار چه بی‌فغان و شر نباشد
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۷عجب آن دلبر زیبا کجا شد
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.