پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۲

کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست

آنک به رقص آورد کاهل ما را کجاست

آنک به رقص آورد پرده دل بردرد

این همه بویش کند دیدن او خود جداست

جنبش خلقان ز عشق جنبش عشق از ازل

رقص هوا از فلک رقص درخت از هواست

دل چو شد از عشق گرم رفت ز دل ترس و شرم

شد نفسش آتشین عشق یکی اژدهاست

ساقی جان در قدح دوش اگر درد ریخت

دردی ساقی ما جمله صفا در صفاست

باده عشق ای غلام نیست حلال و حرام

پر کن و پیش آر جام بنگر نوبت که راست

ای دل پاک تمام بر تو هزاران سلام

جمله خوبان غلام جمله خوبی تو راست

سجده کنم پیش یار گوید دل هوش دار

دادن جان در سجود جان همه سجده‌هاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۴ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۵بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۶بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۷ز آفتاب سعادت مرا شراباتست
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۸وجود من به کف یار جز که ساغر نیست
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۹ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینست
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۰به حق آن که در این دل به جز ولای تو نیست
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۱چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.