پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲۴

دلبری و بی‌دلی اسرار ماست

کار کار ماست چون او یار ماست

نوبت کهنه فروشان درگذشت

نوفروشانیم و این بازار ماست

نوبهاری کو جهان را نو کند

جان گلزارست اما زار ماست

عقل اگر سلطان این اقلیم شد

همچو دزد آویخته بر دار ماست

آنک افلاطون و جالینوس ماست

پرفنا و علت و بیمار ماست

گاو و ماهی ثری قربان ماست

شیر گردونی به زیر بار ماست

هر چه اول زهر بد تریاق شد

هر چه آن غم بد کنون غمخوار ماست

دعوی شیری کند هر شیرگیر

شیرگیر و شیر او کفتار ماست

ترک خویش و ترک خویشان می‌کنیم

هر چه خویش ما کنون اغیار ماست

خودپرستی نامبارک حالتی‌ست

کاندر او ایمان ما انکار ماست

هر غزل کان بی‌من آید خوش بود

کاین نوا بی‌فر ز چنگ و تار ماست

شمس تبریزی به نور ذوالجلال

در دو عالم مایه اقرار ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۲۶غیر عشقت راه‌بین جُستیم نیست
  2. غزل شمارهٔ ۴۲۷در دل و جان خانه کردی عاقبت
  3. غزل شمارهٔ ۴۲۸این چنین پابند جان میدان کیست
  4. غزل شمارهٔ ۴۲۹عاشقی و بی‌وفایی کار ماست
  5. غزل شمارهٔ ۴۳۰گُم شدن در گُم شدن دینِ منست
  6. غزل شمارهٔ ۴۳۱عشوه دشمن بخوردی عاقبت
  7. غزل شمارهٔ ۴۳۲این چنین پابند جان میدان کیست
  8. غزل شمارهٔ ۴۳۳اندر این جمع شررها ز کجاست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.