پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۰

آمد رمضان و عِید با ماست

قفل آمد و آن کلید با ماست

بربست دهان و دیده بگشاد

وان نور که دیده دید، با ماست

آمد رمضان به خدمتِ دل

وان کَش که دل آفرید با ماست

در روزه اگر پدید شد رنج

گنج دل ناپدید با ماست

کردیم ز روزه جان و دل پاک

هر چند تنِ پلید با ماست

روزه به زبانِ حال گوید:

«کم شو که همه مزید با ماست

چون هست صلاحِ دین در این جمع

منصور و ابایزید با ماست»

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۲من سر نخورم که سر گران‌ست
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۳گر می‌نکند لبم بیانت
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۴پرسید کسی که ره کدامست
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۵مر عاشق را ز ره چه بیمست
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۶امروز جنون نو رسیده‌ست
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۷آن را که در آخرش خری هست
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۸ای گشته ز شاه عشق شهمات
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۹ای کرده میان سینه غارت
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.