پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۴۹

مبر رنج ای برادر خواجه سخت است

به وقت داد و بخشش شوربخت است

اگر چه باغ را نیمی گرفته است

ولیکن سخت بی‌میوه درخت است

گشاده ابروست و بسته کیسه

مشو غره که او را سیم و رخت است

دو دستش را به تخته دوختستند

چه سود ار خواجه بر بالای تخت است

وجودش گر چه یک پاره‌ست چون کوه

سخا اش مرده است و لخت لخت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۱طبیب درد بی‌درمان کدام است
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۲چو با ما یار ما امروز جفتست
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۳زهی می کاندر آن دستست هیهات
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۴ز میخانه دگربار این چه بویست
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۵در این خانه کژی ای دل گهی راست
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۶تو را در دلبری دستی تمامست
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۷چو آن کان کرم ما را شکارست
  8. غزل شمارهٔ ۳۵۸نگار خوب شکربار چونست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.