پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۶

تو را در دلبری دستی تمامست

مرا در بی‌دلی درد و سقامست

بجز با روی خوبت عشقبازی

حرامست و حرامست و حرامست

همه فانی و خوان وحدت تو

مدامست و مدامست و مدامست

چو چشم خود بمالم خود جز تو

کدامست و کدامست و کدامست

جهان بر روی تو از بهر روپوش

لثامست و لثامست و لثامست

به هر دم از زبان عشق بر ما

سلامست و سلامست و سلامست

ز هر ذره به گفت بی‌زبانی

پیامست و پیامست و پیامست

غم و شادی ما در پیش تختت

غلامست و غلامست و غلامست

اگر چه اشتر غم هست گرگین

امامست و امامست و امامست

پس آن اشتر شادی پرشیر

ختامست و ختامست و ختامست

تو را در بینی این هر دو اشتر

زمامست و زمامست و زمامست

نه آن شیری که آخر طفل جان را

فطامست و فطامست و فطامست

از آن شیری که جوی خلد از وی

نظامست و نظامست و نظامست

خمش کردم که غیرت بر دهانم

لگامست و لگامست و لگامست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۸نگار خوب شکربار چونست
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۹در این جو دل چو دولاب خرابست
  3. غزل شمارهٔ ۳۶۰ایا ساقی توی قاضی حاجات
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۱اگر حوا بدانستی ز رنگت
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۲دو چشم آهوانش شیرگیرست
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۳چنان کاین دل از آن دلدار مستست
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۴تا نقش خیال دوست با ماست
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۵می‌دان که زمانه نقش سوداست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.