پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۵

در این خانه کژی ای دل گهی راست

برون رو هی که خانه خانه ماست

چو بادی تو گهی گرم و گهی سرد

رو آن جا که نه گرما و نه سرماست

تو خواهی که مرا مستور داری

منم روز و همیشه روز رسواست

تو میرابی که بر جو حکم داری

به جو اندرنگنجد جان که دریاست

تو پر و بال داری مرغ واری

به پر و بال مردان را چه پرواست

نجس در جوی ما آب زلالست

مگس بر دوغ ما بازست و عنقاست

صلا ای آفتاب لامکانی

که ذره ذره از تابش ثریاست

بحمدالله به عشق او بجستیم

از این تنگی که محراب و چلیپاست

دهل برگیر و در بازار می‌رو

ندا می‌کن که یوسف خوب سیماست

دریدم پرده ناموس و سالوس

که جان من ز جان خویش برخاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۷چو آن کان کرم ما را شکارست
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۸نگار خوب شکربار چونست
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۹در این جو دل چو دولاب خرابست
  4. غزل شمارهٔ ۳۶۰ایا ساقی توی قاضی حاجات
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۱اگر حوا بدانستی ز رنگت
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۲دو چشم آهوانش شیرگیرست
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۳چنان کاین دل از آن دلدار مستست
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۴تا نقش خیال دوست با ماست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.