پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۴

ز میخانه دگربار این چه بویست

دگربار این چه شور و گفت و گویست

جهان بگرفت ارواح مجرد

زمین و آسمان پرهای و هوی‌ست

بیا ای عشق این می از چه خمست

اشارت کن خرابات از چه سوی‌ست

چه می‌گویم اشارت چیست کاین جا

نگنجد فکرتی کان همچو مویست

نیاید در نظر آن سر یک تو

که در فکر آنچ آید چارتویست

چو ز اندیشه به گفت آید چه گویم

که خانه کنده و رسوای کویست

ز رسوایی به بحر دل رود باز

که دل بحرست و گفتن‌ها چو جویست

خزینه دار گوهر بحر بدخوست

که آب جو و چه تن جامه شویست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۶تو را در دلبری دستی تمامست
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۷چو آن کان کرم ما را شکارست
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۸نگار خوب شکربار چونست
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۹در این جو دل چو دولاب خرابست
  5. غزل شمارهٔ ۳۶۰ایا ساقی توی قاضی حاجات
  6. غزل شمارهٔ ۳۶۱اگر حوا بدانستی ز رنگت
  7. غزل شمارهٔ ۳۶۲دو چشم آهوانش شیرگیرست
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۳چنان کاین دل از آن دلدار مستست
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.