پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۵۱

طبیب درد بی‌درمان کدام است

رفیق راه بی‌پایان کدام است

اگر عقلست پس دیوانگی چیست

وگر جانست پس جانان کدام است

چراغ عالم‌افروز مخلد

که نی کفرست و نی ایمان کدام است

پر از دُرّ است بحر لایزالی

درونش گوهر انسان کدام است

غلامانه است اشیا را قباها

میان بندگان سلطان کدام است

یکی جزو جهان خود بی‌مرض نیست

طبیب عشق را دکان کدام است

خرد عاجز شد اندر فکر عاجز

که سرکش کیست سرگردان کدام است

بت موزون به بتخانه بسی جست

که موزونات را میزان کدام است

چه قبله کرده‌ای این گفت و گو را

طلب کن درس خاموشان کدام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵۳زهی می کاندر آن دستست هیهات
  2. غزل شمارهٔ ۳۵۴ز میخانه دگربار این چه بویست
  3. غزل شمارهٔ ۳۵۵در این خانه کژی ای دل گهی راست
  4. غزل شمارهٔ ۳۵۶تو را در دلبری دستی تمامست
  5. غزل شمارهٔ ۳۵۷چو آن کان کرم ما را شکارست
  6. غزل شمارهٔ ۳۵۸نگار خوب شکربار چونست
  7. غزل شمارهٔ ۳۵۹در این جو دل چو دولاب خرابست
  8. غزل شمارهٔ ۳۶۰ایا ساقی توی قاضی حاجات
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.