پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۳۸

من پار بخورده‌ام شرابی

امسال چه مستم و خرابی

من پار ز آتشی گذشتم

امسال چرا شدم کبابی

من تشنه به آب جوی رفتم

ماهی دیدم میان آبی

شیران همه ماهتاب جویند

من شیرم و یار ماهتابی

از درد مپرس رنگ رخ بین

تا رنگ بگویدت جوابی

جانم مست است و تن خراب است

مستی است نشسته در خرابی

این هر دو چنین و دل چنینتر

کز غم چو خری است در خلابی

یک لحظه مشو ملول بشنو

تا باشدت از خدا ثوابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴۰بازم صنما چه می‌فریبی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۴۱ای آنک تو خواب ما ببستی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴۲ای آنک تو خواب ما ببستی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴۳رو رو که از این جهان گذشتی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴۴روز طرب است و سال شادی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴۵آخر گل و خار را بدیدی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۴۶آن را که به لطف سر بخاری
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۴۷خضری به میان سینه داری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.