پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴۳

رو رو که از این جهان گذشتی

وز محنت و امتحان گذشتی

ای نقش شدی به سوی نقاش

وی جان سوی جان جان گذشتی

بر خور هله از درخت ایمان

کز منزل بی‌امان گذشتی

در آب حیات رو چو ماهی

کز غربت خاکدان گذشتی

از برج به برج رو چو خورشید

کز انجم آسمان گذشتی

زان کان که بیامدی شدی باز

زین خانه و زین دکان گذشتی

بنما ز کدام راه رفتی

الحق ز ره نهان گذشتی

بر بام جهان طواف کردی

چون آب ز ناودان گذشتی

خاموش کنون که در خموشی

از جمله خامشان گذشتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴۵آخر گل و خار را بدیدی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۴۶آن را که به لطف سر بخاری
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴۷خضری به میان سینه داری
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴۸می‌آید سنجق بهاری
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴۹ای چشم و چراغ شهریاری
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۵۰ای جان و جهان چه می‌گریزی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۵۱از قصه حال ما نپرسی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۵۲ای دلبر بی‌دلان صوفی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.