پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴۴

روز طرب است و سال شادی

کامروز به کوی ما فتادی

تاریکی غم تمام برخاست

چون شمع در این میان نهادی

اندیشه و غم چه پای دارد

با آن قدح وفا که دادی

ای باده تو از کدام مشکی

وی مه به کدام ماه زادی

مستی و خوشی و شادکامی

سلطان دلی و کیقبادی

و آن عقل که کدخدای غم بود

از ما ستدی به اوستادی

شاباش که پای غم ببستی

صد گونه در طرب گشادی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴۶آن را که به لطف سر بخاری
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۴۷خضری به میان سینه داری
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴۸می‌آید سنجق بهاری
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴۹ای چشم و چراغ شهریاری
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۵۰ای جان و جهان چه می‌گریزی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۵۱از قصه حال ما نپرسی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۵۲ای دلبر بی‌دلان صوفی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۵۳ای آنک تو شاه مطربانی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.