پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۵۰

ای جان و جهان چه می‌گریزی

وی فخر شهان چه می‌گریزی

ما را به چه کار می‌فرستی

پنهان پنهان چه می‌گریزی

چون تیر روی و بازآیی

این دم ز کمان چه می‌گریزی

باری تو هزار گنج داری

زین نیم زیان چه می‌گریزی

ای که شکرت کران ندارد

بنشین به میان چه می‌گریزی

چون محرم هر شکر دهان است

از پیش دهان چه می‌گریزی

ایمن ز امان توست عالم

ای امن امان چه می‌گریزی

عالم همه گرگ مردخوار است

ای دل ز شبان چه می‌گریزی

خامش که زبان همه زیان است

تو سوی زیان چه می‌گریزی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۵۲ای دلبر بی‌دلان صوفی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۵۳ای آنک تو شاه مطربانی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۵۴روزی که مرا ز من ستانی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۵۵چون عشق کند شکرفشانی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۵۶ای وصل تو اصل شادمانی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۵۷کژزخمه مباش تا توانی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۵۸مست می عشق را حیا نی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۵۹گویم سخن لب تو یا نی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.