پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۵۵

چون عشق کند شکرفشانی

در جلوه شود مه نهانی

بینی که شکر کران ندارد

خوش می‌خوری و همی‌رسانی

می‌غلط به هر طرف که غلطی

بر سبزه سبز بوستانی

گر ز آنک کله نهی وگر نی

شاهنشه جمله خسروانی

آن را بینی که من نگویم

زیرا که بگویمت بدانی

چون چشم تو وا کنند ناگه

بر شهر عظیم آن جهانی

ماننده طفل نوبزاده

خیره نگری و خیره مانی

تا چشم بر آن جهان نشیند

چاره نبود از این نشانی

بگریز به نور شمس تبریز

تا کشف شود همه معانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۵۷کژزخمه مباش تا توانی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۵۸مست می عشق را حیا نی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۵۹گویم سخن لب تو یا نی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۶۰با دل گفتم «چرا چنینی؟»
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۶۱در خون دلم رسید فتوی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۶۲در عشق هر آنک شد فدایی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۶۳عشق است دلاور و فدایی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۶۴ماها چو به چرخ دل برآیی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.