پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۳۹

ای یار یگانه چند خسبی

وی شاه زمانه چند خسبی

بر روزن توست بنده از کی

ای رونق خانه چند خسبی

ای کرده به زه کمان ابرو

برزن به نشانه چند خسبی

افسانه ما شنو که در عشق

گشتیم فسانه چند خسبی

ماییم چو میخ سر نهاده

بر روی ستانه چند خسبی

گر خنب ببسته است پیش آر

باقی شبانه چند خسبی

درده قدح شراب و چون شمع

بنشین به میانه چند خسبی

بشتاب مها که این شب قدر

آمد به کرانه چند خسبی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴۱ای آنک تو خواب ما ببستی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۴۲ای آنک تو خواب ما ببستی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴۳رو رو که از این جهان گذشتی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴۴روز طرب است و سال شادی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴۵آخر گل و خار را بدیدی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴۶آن را که به لطف سر بخاری
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۴۷خضری به میان سینه داری
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۴۸می‌آید سنجق بهاری
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.