پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۳۲

ای ساقی باده معانی

درده تو شراب ارغوانی

زان باده پیر تلخ پاسخ

بفزای حلاوت جوانی

در بزم سرای شاه جانان

نظاره شاهدان جانی

جان‌ها بینی چو روز روشن

از لذت عشرت شبانی

بینی که جهان به حیرت آید

در حلقه خلق آن جهانی

مه را ز فلک فروفرستد

در مجلسشان به ارمغانی

و آن زهره نوای خوش برآورد

کو مطرب کیست آسمانی

این‌ها به همند و ما به خلوت

با دلبر خوب پرمعانی

رخ بر رخ ما نهاد آن شه

و آن باقی را تو خود بدانی

آن شاه کیست شمس تبریز

آن خسرو ملک بی‌نشانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۳۴ای بی‌تو حرام زندگانی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۳۵برجه که بهار زد صلایی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۳۶چون سوی برادری بپویی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۳۷مجلس چو چراغ و تو چو آبی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۳۸من پار بخورده‌ام شرابی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۳۹ای یار یگانه چند خسبی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۴۰بازم صنما چه می‌فریبی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۴۱ای آنک تو خواب ما ببستی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.