پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۳۴

ای بی‌تو حرام زندگانی

خود بی‌تو کدام زندگانی

بی روی خوش تو زنده بودن

مرگ است به نام زندگانی

پازهر توی و زهر دنیا

دانه تو و دام زندگانی

گوهر تو و این جهان چو حقه

باده تو و جام زندگانی

بی آب تو گلستان چو شوره

بی جوش تو خام زندگانی

بی خوبی حسن باقوامت

نگرفته قوام زندگانی

با جمله مراد و کام بی‌تو

نایافته کام زندگانی

تا داد سلامتی ندادی

کی کرد سلام زندگانی

خامش کردم بکن تو شاهی

پیش تو غلام زندگانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۳۶چون سوی برادری بپویی
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۳۷مجلس چو چراغ و تو چو آبی
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۳۸من پار بخورده‌ام شرابی
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۳۹ای یار یگانه چند خسبی
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴۰بازم صنما چه می‌فریبی
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴۱ای آنک تو خواب ما ببستی
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۴۲ای آنک تو خواب ما ببستی
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۴۳رو رو که از این جهان گذشتی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.