پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۴۵

چو بی‌گاه است و باران خانه خانه

صلای جمله یاران خانه خانه

چو جغدان چند این محروم بودن

به گرداگرد ویران خانه خانه

ایا اصحاب روشن دل شتابید

به کوری جمله کوران خانه خانه

ایا ای عاقل هشیار پرغم

دل ما را مشوران خانه خانه

به نقش دیو چند این عشقبازی

لقبشان کرده حوران خانه خانه

بدیدی دانه و خرمن ندیدی

بدین حالند موران خانه خانه

مکن چون و چرا بگذار یارا

چرا را با ستوران خانه خانه

در آن خانه سماع ختنه سور است

ولیکن با طهوران خانه خانه

بنا کرده‌ست شمس الدین تبریز

برای جمع عوران خانه خانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۴۷خدایا رحمت خود را به من ده
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۴۸فریاد ز یار خشم کرده
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۴۹ای دیده راست راست دیده
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۵۰آمد مه و لشکر ستاره
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۵۱دیدی که چه کرد آن یگانه
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۵۲یک جام ز صد هزار جان به
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۵۳جان آمده در جهان ساده
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۵۴ای بی تو حیات‌ها فسرده
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.