پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۴۲

خدایا مطربان را انگبین ده

برای ضرب دست آهنین ده

چو دست و پای وقف عشق کردند

تو همشان دست و پای راستین ده

چو پر کردند گوش ما ز پیغام

توشان صد چشم بخت شاه بین ده

کبوتروار نالانند در عشق

توشان از لطف خود برج حصین ده

ز مدح و آفرینت هوش‌ها را

چو خوش کردند همشان آفرین ده

جگرها را ز نغمه آب دادند

ز کوثرشان تو هم ماء معین ده

خمش کردم کریما حاجتت نیست

که گویندت چنان بخش و چنین ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۴۴مبارک باد آمد ماه روزه
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۴۵چو بی‌گاه است و باران خانه خانه
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۴۶مکن راز مرا ای جان فسانه
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۴۷خدایا رحمت خود را به من ده
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۴۸فریاد ز یار خشم کرده
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۴۹ای دیده راست راست دیده
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۵۰آمد مه و لشکر ستاره
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۵۱دیدی که چه کرد آن یگانه
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.