پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۳۹

ایا گم گشتگان راه و بیراه

شما را باز می‌خواند شهنشاه

همی‌گوید شهنشه کان مایید

صلا ای شهره سرهنگان به درگاه

به درگاه خدای حی قیوم

دعا کردن نکو باشد سحرگاه

بپیوندید پیوند قدیمی

چو هی چفسیده بر دامان الله

چو یوسف با عزیز مصر باشید

برون آیید از زندان و از چاه

دلا بی‌گاه شد بازآ به خانه

که ترک آید شبانگه سوی خرگاه

صلا اکنون میان بسته‌ست ساقی

صلا کز مهر سرمست است دلخواه

به مغناطیس آید آخر آهن

به سوی کهربا آید یقین کاه

کنون درهای گردون برگشادند

که عاجز شد فلک از ناله و آه

بیا سجده کنان چون سایه‌ای دوست

که بر منبر برآمد امشب آن ماه

مثال صورتی پوشیده گرچه

منزه بود از امثال و اشباه

چو گنج جان به کنج خانه آمد

به گردش می‌تنیدم همچو جولاه

خمش کن تا که قلماشیت گویم

ولکن لا تطالبنی بمعناه

ولیک آن به که آن هم شیر گوید

کجا اشکار شیر و صید روباه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۴۱سماع آمد هلا ای یار برجه
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۴۲خدایا مطربان را انگبین ده
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۴۳ایا خورشید بر گردون سواره
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۴۴مبارک باد آمد ماه روزه
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۴۵چو بی‌گاه است و باران خانه خانه
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۴۶مکن راز مرا ای جان فسانه
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۴۷خدایا رحمت خود را به من ده
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۴۸فریاد ز یار خشم کرده
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.