پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۳۳۸

بیا دل بر دل پردرد من نه

بیا رخ بر رخان زرد من نه

تویی خورشید وز تو گرم عالم

یکی تابش بر آه سرد من نه

چو مهره توست مهر جمله دل‌ها

بر این نطع هوای نرد من نه

بیار آن معجز هر مرد و زن را

به پیش دشمن نامرد من نه

به هر شرطی که بنهی من مطیعم

ولیکن شرط من درخورد من نه

کلاه لطف خود با تارک من

برای بوش و بردابرد من نه

از آن گردی که از دریا برآری

بیار آن گرد را بر گرد من نه

به هر باده نمی‌گردد سرم مست

به پیشم باده خوکرد من نه

خمش ای ناطقه بسیارگویم

سخن را پیش شاه فرد من نه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳۴۰چنین می‌زن دو دستک تا سحرگاه
  2. غزل شمارهٔ ۲۳۴۱سماع آمد هلا ای یار برجه
  3. غزل شمارهٔ ۲۳۴۲خدایا مطربان را انگبین ده
  4. غزل شمارهٔ ۲۳۴۳ایا خورشید بر گردون سواره
  5. غزل شمارهٔ ۲۳۴۴مبارک باد آمد ماه روزه
  6. غزل شمارهٔ ۲۳۴۵چو بی‌گاه است و باران خانه خانه
  7. غزل شمارهٔ ۲۳۴۶مکن راز مرا ای جان فسانه
  8. غزل شمارهٔ ۲۳۴۷خدایا رحمت خود را به من ده
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.