پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

میرم چو ز من دور شود آن بت دلجو

ربط تن و جان است به هم ربط من و او

از بی‌کسی‌ام نیست شکایت که بود بس

با داغ توام الفت و با درد توام خو

در دادن جان حاجت سعی اجلم نیست

بس باشدم ایمایی از آن گوشه ابرو

چندان که تکلم نکند آن لب خاموش

دارد به حریفان سخن آن چشم سخنگو

گم گشته دلم را طلبد از خم آن زلف

جویند و نیابند گر از حلقه گیسو

تنها نه منم بسته زلفت که بسی هست

جان در بن هر تارش و دل در سر هر مو

بارد همه طراری از آن طره پرفن

ریزد همه عیاری از آن نرگس جادو

گر زان که کشم از غم عشقت نه‌ای آگاه

زان روز که من دیده‌ام آن عارض نیکو

بنگر که شود صورت عالم به تو روشن

در آینه‌ای آئینه روی آینه رو

خوش آنکه خرامی تو سوی گلشن و مشتاق

چون سایه فتد در پی آن قامت دلجو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹نمی‌دانم چو رفتی از قفا بینی به کس یا نه
  2. شمارهٔ ۲۷۰چو ماه چارده دارم نگاری چارده‌ساله
  3. شمارهٔ ۲۷۱برق جهان‌سوز حسن آن رخ افروخته
  4. شمارهٔ ۲۷۲دلم را یار پیش ما شکسته
  5. شمارهٔ ۲۷۳ندانم می‌کنی گاهی به غربت یاد من یا نه
  6. شمارهٔ ۲۷۴به غربت یوسف من به زندان وطن مانده
  7. شمارهٔ ۲۷۵من به قلزم می خیمه چون حباب زده
  8. شمارهٔ ۲۷۶ز حجاب عشق خون شد جگرم کنم چه چاره
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.