پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۶

هر سحر غلتم در خون از نسیم کوی تو

چون نغلتاند به خون ما را که دارد بوی تو

چون شوم ایمن از او کز بهر قتل عاشقان

غمزه را بر کف دو شمشیر است از ابروی تو

گرنه از خون شهیدان می‌کشد بالا بگو

می‌خورد آب از کجا سروقد دلجوی تو

بوسه نگرفته زان لب آتشم در جان گرفت

سوختم لب‌تشنه آخر در کناری جوی تو

از غمت پیچید به خود دایم رگ جانم بتن

پیچ و تاب آن رشته دارد بیشتر یا موی تو

برد از افسون نگاهی چشمت از ما عقل و هوش

نیست کم ز اعجاز سحر نرگس جادوی تو

من کیم تا با تو ای آتش‌طبیعت سر کنم

شعله را در پیچ و تاب آرد ز تندی خوی تو

گفتی از من رو به گردان چون کنم با اینکه هست

روی دل سوی توام ای روی دل‌ها سوی تو

رازها روشن شود مشتاق از او گویا که هست

ساغر گیتی‌نما آیینه زانوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۸ای صبا صبحدم چون‌رسی سوی او
  2. شمارهٔ ۲۶۹نمی‌دانم چو رفتی از قفا بینی به کس یا نه
  3. شمارهٔ ۲۷۰چو ماه چارده دارم نگاری چارده‌ساله
  4. شمارهٔ ۲۷۱برق جهان‌سوز حسن آن رخ افروخته
  5. شمارهٔ ۲۷۲دلم را یار پیش ما شکسته
  6. شمارهٔ ۲۷۳ندانم می‌کنی گاهی به غربت یاد من یا نه
  7. شمارهٔ ۲۷۴به غربت یوسف من به زندان وطن مانده
  8. شمارهٔ ۲۷۵من به قلزم می خیمه چون حباب زده
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.