پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

من به قلزم می خیمه چون حباب زده

قدح به میکده عشق بی‌حساب زده

ز زور باده عشق بتان شهرآشوب

چو موج غوطه به دریای اضطراب زده

گهی به روی زمین چون غبار افتاده

گهی به سطح هوا خیمه چون سحاب زده

به سوی دیر شدم بهر چاره‌جویی خویش

علی‌الصباح ره کاروان خواب زده

به عرض ره بت مشکین کلاله دیدم

هزار حلقه به هر موی پیچ و تاب زده

ز باده رطل گرانی به دست داشت که بود

ره هزار چو من خانمان خراب زده

ز دست خویش به دست من آن قدح مشتاق

نهاد و گفت دم از لطف بی‌حساب زده

بگیر و دم مزن و بی‌درنگ بر سرکش

که هم شراب کند چاره شراب زده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷گفتم فتد کالای تو در دست من فرمود نه
  2. شمارهٔ ۲۷۸تا کی کند یار، از من کناره
  3. شمارهٔ ۲۷۹از پرتو مهر، شد آخر آن ماه
  4. شمارهٔ ۲۸۰ز آن رخ افروخته و آن قامت افراخته
  5. شمارهٔ ۲۸۱مرا حسن و عشقست زاری و لابه
  6. شمارهٔ ۲۸۲آمد امروز یار دیرینه
  7. شمارهٔ ۲۸۳بهر پرسیدنم ای مایهٔ ناز آمده‌ای
  8. شمارهٔ ۲۸۴ای که با اهل هوس نرد وفا باخته‌ای
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.