پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷

گفتم فتد کالای تو در دست من فرمود نه

گفتم من و سودای تو گفتا که هیچت سود نه

بود از تپش آسوده دل در سینه‌ام تا بود نه

تا بود جایش در قفس مرغ اسیر آسوده نه

افغان که باشد هر طرف در شهر ما دلدادگان

صد دلبر و هرگز دلی از دلبری خوشنود نه

سوزم ز نیرنگش که گفت امشب من ناکام را

خواهی دهم کام دلت گفتم بلی فرمود نه

زهاد را عشاق را دیدیم در کوی مغان

دانا یکی مقبول نه زینان یکی مردود نه

بر کس درین محفل چسان سوز دلم روشن شود

در آشتی می‌سوزدم عشقت که آن را دود نه

در خاک و خون گشتیم ما غلتان درین میدان ولی

دستی عیان گردید نه تیغی به خون آلود نه

رفتم ز گلزار تو و شادم که تا بودم درو

مرغی دمی از ناله‌ام در آشیان آسوده نه

چشمت دهد در هر نگه رطل گرانی غیر را

آیا از این می ساغری خواهد به من پیمود نه

آمد شدش دیر است و زود اکنون بر خوش آنکه بود

می‌آمد اما دیر نه می‌رفت اما زود نه

تو مهر تابانی ولی هرگز چو ماه نو مرا

بر جسم لاغر ذره‌ای از پرتوت افزود نه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹از پرتو مهر، شد آخر آن ماه
  2. شمارهٔ ۲۸۰ز آن رخ افروخته و آن قامت افراخته
  3. شمارهٔ ۲۸۱مرا حسن و عشقست زاری و لابه
  4. شمارهٔ ۲۸۲آمد امروز یار دیرینه
  5. شمارهٔ ۲۸۳بهر پرسیدنم ای مایهٔ ناز آمده‌ای
  6. شمارهٔ ۲۸۴ای که با اهل هوس نرد وفا باخته‌ای
  7. شمارهٔ ۲۸۵بنگاهی ز خودم بی‌خبر انداخته‌ای
  8. شمارهٔ ۲۸۶گه مهر گویم گه مهت گه زهره گاهی مشتری
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.