پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

ندانم می‌کنی گاهی به غربت یاد من یا نه

به خاطر آیدت زین مانده بی‌کس در وطن یا نه

ترا در مصر دولت بر سریر عزت آگاهی

ز حال پیر کنعان هست در بیت‌الحزن یا نه

به یاران نوت در طرح بزم عشرت افکندن

به خاطر می‌رسد محرومی یار کهن یا نه

به ‌یادت هیچ می‌آید به پاداش وفای تو

ز بیداد بداندیشان کشیدم آنچه من یا نه

به گوشت هیچ می‌گوید صبا کان خسته هجران

کشید از دوریت سر در گریبان کفن یا نه

به زندان غمت زان خون که می‌نوشم خبرداری

به گاه باده‌پیمایی به گلگشت چمن یا نه

گهی آری به یاد این تلخ‌کام زهر حرمان را

که مرد از حسرت یک بوسه زان کنج دهن یا نه

برم مشتاق دانم آید و اما نمی‌دانم

که تا آید ز درد هجر خواهم زیستن یا نه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵من به قلزم می خیمه چون حباب زده
  2. شمارهٔ ۲۷۶ز حجاب عشق خون شد جگرم کنم چه چاره
  3. شمارهٔ ۲۷۷گفتم فتد کالای تو در دست من فرمود نه
  4. شمارهٔ ۲۷۸تا کی کند یار، از من کناره
  5. شمارهٔ ۲۷۹از پرتو مهر، شد آخر آن ماه
  6. شمارهٔ ۲۸۰ز آن رخ افروخته و آن قامت افراخته
  7. شمارهٔ ۲۸۱مرا حسن و عشقست زاری و لابه
  8. شمارهٔ ۲۸۲آمد امروز یار دیرینه
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.