پرش به محتوای اصلی
مشتاق اصفهانی مشتاق اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۱

برق جهان‌سوز حسن آن رخ افروخته

مشعله‌افروز عشق آه من سوخته

جامهٔ دیبا بود خاصهٔ مه‌طلعتان

پوشش ما از جهان بس نظر دوخته

سینه نگیرد فروغ از دل بی‌سوز عشق

انجمن‌افروز نیست شمع نیفروخته

من به تو خو کرده‌ام چون ز تو نالم که هست

با ستم خواجه خوش بندهٔ آموخته

راز محبت که نیست گوش فلک محرمش

من ز دل آموختم دل ز که آموخته

گرنه هواش آتش است بهر چه در باغ عشق

بر سر هم ریخته طایر پر سوخته

خسرویت گر هواست گیر ره بندگی

کی به عزیزی رسد یوسف نفروخته

گوهر وصلت مرا کی به کف ارزان فتاد

بهر تو کردم تلف من همه اندوخته

سوخته‌ام غیر من طالب مشتاق کیست

قدر شناسد همین سوخته را سوخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۳ندانم می‌کنی گاهی به غربت یاد من یا نه
  2. شمارهٔ ۲۷۴به غربت یوسف من به زندان وطن مانده
  3. شمارهٔ ۲۷۵من به قلزم می خیمه چون حباب زده
  4. شمارهٔ ۲۷۶ز حجاب عشق خون شد جگرم کنم چه چاره
  5. شمارهٔ ۲۷۷گفتم فتد کالای تو در دست من فرمود نه
  6. شمارهٔ ۲۷۸تا کی کند یار، از من کناره
  7. شمارهٔ ۲۷۹از پرتو مهر، شد آخر آن ماه
  8. شمارهٔ ۲۸۰ز آن رخ افروخته و آن قامت افراخته
همه‌ی غزلیات ←

مشتاق اصفهانی درباره‌ی مشتاق اصفهانی

میر سید علی اصفهانی، متخلص به مشتاق (زاده سال ۱۱۰۰ یا ۱۱۰۱ هجری قمری) از سادات حسینی اصفهان بود. وی از شاعران عصر نادر شاه افشار و از بنیان‌گذاران سبک دوره بازگشت بود. او به سبک عراقی شعر می‌سرود. مشتاق، هم‌دورهٔ آذر بیگدلی و هاتف اصفهانی بود. او در سال ۱۱۶۹ یا ۱۱۷۰ هجری قمری، در اصفهان درگذشت و در گورستان تخت فولاد اص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.