پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۰

به سینه داغ نهانی که داشتم ز تو دارم

نهان ز خلق لسانی که داشتم ز تو دارم

تو لطفها که به من داشتی فغان که نداری

ولی من آه و فغانی که داشتم ز تو دارم

مکش به طعنه بی‌دردیم که بر دل غمگین

هنوز زخم سنانی که داشتم ز تو دارم

چه سود سرمهٔ آسودگی بدیده کشیدن

که چشم اشک فشانی که داشتم ز تو دارم

بدیدهٔ دگران جام کن به رغم من ای گل

که دیدهٔ نگرانی که داشتم ز تو دارم

به چشم و لطف نهان سوی محتشم نظری کن

که چشم و لطف نهانی که داشتم ز تو دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۲خوش آن ساعت که خندان پیشت ای سیمین بدن میرم
  2. شمارهٔ ۴۲۳من که از ادعیه خوانان دگر ممتازم
  3. شمارهٔ ۴۲۴به بزم او حریفان را ز مستی دست و پا بوسم
  4. شمارهٔ ۴۲۵ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشم
  5. شمارهٔ ۴۲۶افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسد
  6. شمارهٔ ۴۲۷کو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشم
  7. شمارهٔ ۴۲۸رسید نغمه‌ای از باده‌نوشی تو به گوشم
  8. شمارهٔ ۴۲۹گر من به مردن دل نهم آسوده جانی را چه غم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.