پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۹

من آنم که جز عشق کاری ندارم

در آن کار هم اختیاری ندارم

ندارم به جز عاشقی اعتباری

به این اعتبار اعتباری ندارم

ربوده است خوابم مهی کز خیالش

به جز چشم شب زنده داری ندارم

قرار وفا کرده با من نگاری

نگاری که بی‌او قراری ندارم

دلی دارم و دورم از دل نوازی

غمی دارم و غمگساری ندارم

ندارم خیال میان تو هرگز

که از گریه پرخون کناری ندارم

به عشق تو اقرار تا کردم ای بت

جز آن کار زُبّاد کاری ندارم

به دل گرچه صد بار دارم ز یاران

خوشم کز سگ یار باری ندارم

براند ز کوی خودش گر بداند

که در آمدن اختیاری ندارم

خوشم کز وفا بر در خوب رویان

به غیر از گدائی شعاری ندارم

ندارم بغیر از گدائی شعاری

شعار من این است و عاری ندارم

شدم در رهش از ره خاکساری

غباری و بر دل غباری ندارم

به شکرانهٔ این که دی گفته جائی

که چون محتشم خاکساری ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۱من منفعل که پیشت دو جهان گناه دارم
  2. شمارهٔ ۴۲۲خوش آن ساعت که خندان پیشت ای سیمین بدن میرم
  3. شمارهٔ ۴۲۳من که از ادعیه خوانان دگر ممتازم
  4. شمارهٔ ۴۲۴به بزم او حریفان را ز مستی دست و پا بوسم
  5. شمارهٔ ۴۲۵ای هزارت چشم در هر گوشه سرگردان چشم
  6. شمارهٔ ۴۲۶افکن گذر به کلبه ما تا بهم رسد
  7. شمارهٔ ۴۲۷کو اجل تا من نقاب تن ز جان خود کشم
  8. شمارهٔ ۴۲۸رسید نغمه‌ای از باده‌نوشی تو به گوشم
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.