پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۷

ای در زمان خط تو بازار فتنه تیز

انجام دور حسن تو آغاز رستخیز

جولانی تو راست که جولان ز لعب تو

صد رستخیز خاسته از هر نشست و خیز

هر روز می‌کند ز ره دعوی آفتاب

کشتی حسن با تو قدر لیک در گریز

داده خواص نافه به ناف زمین هوا

هرگه به جنبش آمده آن زلف مشگبیز

دانی که چیست دوستی و کوشش وصال

با جان خود خصومت و با بخت خود ستیز

تلخی صبر گفت ولی کرد آشکار

عذری ز پی بجنبش لبهای شهد ریز

هرچند آتشش بود افسرده محتشم

او تیز می‌کند به نگه‌های تیز تیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۹عقل در میدان عشق آهسته می‌راند فرس
  2. شمارهٔ ۳۲۰با من از ابنای عالم دلبری مانده است و بس
  3. شمارهٔ ۳۲۱آخر ای بی‌رحم حال ناتوان خود بپرس
  4. شمارهٔ ۳۲۲ای پری راه دیار آن پری پیکر بپرس
  5. شمارهٔ ۳۲۳آن قدر شوق گل روی تو دارم که مپرس
  6. شمارهٔ ۳۲۴باز آشفته‌ام از خوی تو چندان که مپرس
  7. شمارهٔ ۳۲۵ای سنگ دل ز پرسش روز جزا بترس
  8. شمارهٔ ۳۲۶خموشیت گره افکند در دل همه کس
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.