پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

ز عنبر آتش حسنت نکرده دود هنوز

محل رخ ز می افروختن نبود هنوز

به گرد مشگ نیالوده دامن رخسار

به باده بود لب آلودن تو زود هنوز

که شد به می سبب آلایش وجود تو را

نیامده گنهی از تو در وجود هنوز

نموده رشحه‌کشیها نهالت از می ناب

نکرده در چمن سرکشی نمود هنوز

لبت که دوش برو کاسه بوسه زده است

بود بدیدهٔ باریک بین کبود هنوز

ز پند محتشم افسوس کز طبیعت تو

که کاست نشاء ذوق می و فزود هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵مردم و بر دل من باز غم یار هنوز
  2. شمارهٔ ۳۱۶ز دور یاسمنت سبزه سر نکرده هنوز
  3. شمارهٔ ۳۱۷ای در زمان خط تو بازار فتنه تیز
  4. شمارهٔ ۳۱۸بزم کین آرا و در ساغر می بیداد ریز
  5. شمارهٔ ۳۱۹عقل در میدان عشق آهسته می‌راند فرس
  6. شمارهٔ ۳۲۰با من از ابنای عالم دلبری مانده است و بس
  7. شمارهٔ ۳۲۱آخر ای بی‌رحم حال ناتوان خود بپرس
  8. شمارهٔ ۳۲۲ای پری راه دیار آن پری پیکر بپرس
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.