پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۵

صهبای خم تو خرابم کرد

سودای غم تو کبابم کرد

زد آتش عشق چنان شرری

در من، که سرا پا آبم کرد

دریای غمت متلاطم شد

چندان که به مثل حبابم کرد

آن غمزه ز تاب و توانم برد

وان طره بپیچش و تابم کرد

وان غمزۀ مست بشیرینی

آسوده ز شور شرابم کرد

مخموری نرگس بیدارش

از نشئۀ خویش بخوابم کرد

رمزی ز اشارۀ ابرویش

عارف بخطا و صوابم کرد

من مفتقرم لیک از کرمش

گنجینۀ دُرّ خوشابم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷مهر تو رسانده بماه مرا
  2. شمارهٔ ۸ای بستۀ بند هوی و هوس
  3. شمارهٔ ۹تا نخل امیدم را تو بری
  4. شمارهٔ ۱۰هر کس که بعهد وفا نکند
  5. شمارهٔ ۱۱آن دل که بیاد شما نبود
  6. شمارهٔ ۱۲چشمی که ز عشق نمی دارد
  7. شمارهٔ ۱۳هر کس خط و خال تو می جوید
  8. شمارهٔ ۱۴با نیک و بد دنیا خوش باش
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.