پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

چشمی که ز عشق نمی دارد

از لؤلؤ تر چه کمی دارد

هر کس که غم تو بسینه گرفت

دیگر بجهان چه غمی دارد

آن دل که ز یاد تو یافت صفا

خوشباد که جام جمی دارد

با لعل تو هر که بود همدم

هر لحظه مسیح دمی دارد

هر کس که فدای وجود تو شد

در ملک عدم قدمی دارد

آن کس که: جام تو کامی دید

ناکامی خویش همی دارد

خودبین ز طهارت محرومست

در کعبۀ دل صنمی دارد

این طرفه حدیث از مفقر است

کز لوح قدم رقمی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴با نیک و بد دنیا خوش باش
  2. شمارهٔ ۱۵افسوس که گوهر نفس نفیس
  3. شمارهٔ ۱۶آن سینه که مهر تو مه دارد
  4. شمارهٔ ۱۷برقی از غمزۀ مستی زد
  5. شمارهٔ ۱۸یار آنچه بسینۀ سینا کرد
  6. شمارهٔ ۱۹هر کس بتو دست تولی زد
  7. شمارهٔ ۲۰ای بسته دل اندر خوان طمع
  8. شمارهٔ ۲۱ای محور دایره ملکوت
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.